* پدرم در همه ی خاطره هایم پیداست*
*پدرم یک غزل خسته ولی پرمعناست* ...
همیشه ی ایام این شعر اشکهای پدر را جاری می ساخت :
*برمشامم میرسد هرلحظه بوی کربلا*
*بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا*
*تشنه ی آب فراتم ای اجل مهلت بده*
*تابگیرم دربغل قبرشهید کربلا*
در حرم مولای شهیدان و در حرم حضرت ماه همه جا این شعر را بیاد پدر زمزمه کردم .
به مولای بی دست آقام ابالفضل العباس گفتم :
آقا پدر یک عاشق واقعی و مخلص خاص آل الله بود و هر چشمه ای که در وجودم برای مولا می جوشد تنها جرعه ای از عشق آن مرد بزرگ به مولای شهیدان و حضرت ماه است ...
بدنبال گمشده ام در بین الحرمین می گشتم اشک ریزان گفتم آقا چقدر همچون پدرم عاشق زیارتتان بودند و با این آرزوی عاشقانه قدم به خاک ابدی گذاشتند و رفتند
و من چقدر خوشبختم که توانستم چندبار به پابوسی تان بیایم .
تا این حدیث را دیدم که
آقا امام صادق (ع) فرمود :
هر کس به زیارت قبر جد ما امام حسین (ع) نرود تا بمیرد، ایمانش ناتمام و دینش ناقص خواهد بود به بهشت هم که برود پایین تر از مومنان در آنجا خواهد بود ...
دلم برای آن همه عشق پدر به مولای شهیدان شکست وگفتم مولاجان مگر میشود کسی چون پدر پاک سیرت و مخلص من که روح و جانش همیشه کربلا و مولای شهیدان و آقا ابالفضل و رقیه و ... بود شامل این حدیث بشود ؟؟؟
قطعا اینگونه نیست اگر چه بارها و بارها به نیت آن یگانه ی زندگیم زیارتها خواندم و محبان خواندند و قطعا از این زلال معرفت روح پاکش متنعم گشته است ...
روح عزیزش آرام و همجوار مولای شهیدان و آقام ابالفضل العباس علیهم السلام باد ...
تقدیم به ارواح طیبه ی مومنین و مومنات و شهدا و امام شهیدان الفاتحه مع الصلوات ...
*اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم الشریف*
برچسب:
نویسنده: مانی باقریان